سلوک فردی و اجتماعی مسوولان (1)
شنبه 17 دی 1390 12:13 ب.ظ
ارسال شده در: اجتماعی ،
1 ـ اخلاص
شما اخلاص داشته باشید و برای خدا به بندگان خدا خدمت کنید و ثنا و اجر را از او طلب نمایید، که او جزای شما را و اجر شما را عطا می فرماید. (1)
سلوک فردی و اجتماعی مسوولان (1)
1 ـ اخلاص
شما اخلاص داشته باشید و برای خدا به بندگان خدا خدمت کنید و ثنا و اجر را از او طلب نمایید، که او جزای شما را و اجر شما را عطا می فرماید. (1)
امام در اهمیت اخلاص، به ضربت علی (ع) در جنگ خندق اشاره می کند (2) که برابری می کند با عبادت جن و انس، این اخلاص علی (ع) بود. این مرتبه از اخلاص است که ضربت را با عبادت ثقلین، عبادت جن و انس مقابل کرده است. (3)
و با اشاره به انفاق و کمک اهل بیت پیامبر؛ یعنی علی و فاطمه به فقیر و اسیر و یتیم که در سوره ی انسان (4) آمده، ارزش آن را به جهت اخلاص آن می داند؛ زیرا آنچه داده اند یک قرص نان جو بوده است؛ ولی اهمیت آن در این بوده که آن را به جهت دوستی خدا ( علی حبه ) داده اند. (5)
امام تعریف اخلاص را از خواجه عبدالله انصاری این گونه آورده اند:
« الاخلاص تصفیه العمل من کل شوب » (6)
اخلاص، پالایش عمل از هر آمیختگی است.
امام خمینی اخلاص را « روح عمل » (7) می داند و از همه می خواهند که با اخلاص عمل کنند و آشفتگی های مملکت را با عمل مخلصانه خود بر طرف نمایند.
الان مملکت از خود شما شده است و به منزله ی عائله ی شما هست جمعیت مملکت، باید با محبت و با اخلاص کار بکنید، تا این که این آشفتگی ها إن شاءالله ترمیم بشود. (8)
واژه اخلاص 119 بار در صحیفه امام آمده است که نشانه اهمیت این واژه در فرهنگ امام است. و از خدمتگزاران به مردم می خواهد که وحدت و اخلاص خود را برای خدمت به مردم حفظ نمایند. (9) و در حق نیروهای وزارت بهداری دعا می کنند که خداوند اخلاص را نصیب نموده تا بیشتر به مردم خدمت نمایند. (10) و اخلاص در عمل را یک وظیفه می داند.
وظیفه ای که از همه ی وظایف بالاتر است، این است که اخلاص داشته باشیم برای کارهایی که می کنیم. (11)
ایشان در توصیه به رزمندگان اسلام و فرماندهان ارتش و سپاه، اخلاص و اتکای به خداوند را باعث نصرت و امداد الهی می شمارد. (12)
و در دیداری که با مسوولان نظام اسلامی دارند، راه رسیدن به مراتب معنوی را اخلاصی می شمارند که همراه با تزکیه باشد.
وقتی ما دستمان به قله نرسید، لااقل رو به آن قله برویم، راه را شروع کنیم، بیراهه نرویم، کنار نرویم و راه را اگر شروع کردیم و اخلاص همراه او بود تزکیه همراه او بود، دستگیری می شود، خدای تبارک و تعالی دستگیری می کند... (13)
امام صادق (ع) در فائده و نتیجه ی اخلاص می فرماید:
هنگامی که مومن برای خدا اخلاص بورزد، خداوند همه چیز را از او می ترساند حتی حشرات زهردار زمین و درندگان آن و پرندگان آسمان را. (14)
یعنی اخلاص باعث احترام و ابهت برای مومن در برابر دیگران می شود، حتی حیوانات و حشرات در برابر مومن مخلص خاضع اند و خداوند به حمایت او می پردازد و همین رمز وحشت ابرقدرت ها از نیروهای مومن و متدین ایران است.
امام خمینی بر اخلاص رزمندگان در جبهه ها و تلاش های آنان تاکید فراوان دارند و گویا آنان مصداق سخن امام علی (ع) هستند که می فرماید:
« اخلاص العمل من قوه الیقین و صلاح النبیه » (15)
اخلاص عمل خیر خاسته از قوت یقین و صلاح نیت است.
یقین و باور به خدا و نیت پاک باعث اخلاص در عمل می شود که در رزمندگان وجود داشت و به گفته ی امام علی (ع): ایمان، اخلاص عمل است. (16) و برترین عبادت را اخلاص در عمل دانسته است. (17) امام خمینی به زیبایی، اخلاص رزمندگان اسلام را در دوران دفاع مقدس بیان کرده اند:
شما دو مطلب را متحقق کردید که با این دو مطلب کسی از سنخ بشر ـ جز آن که از اولیای خدا باشد و الهام از خدا گرفته باشد ـ نمی تواند تقدیر شما را بکند. یکی بزرگتر سرمایه خودتان که آن حیات است، در طبق اخلاص گذاشتید و دیگری اینکه این هدیه را با اخلاص در طبق اخلاصتان گذاشتید... (18)
انجام کار برای خدا و جلب رضایت الهی نیز همان معنای اخلاص را می رساند. امام از تمام نهادها می خواهد که خالصانه عمل کنند.
نهادهایی که در ایران از خود ملت پیدا شد، اولش با یک قصد خالصی، الهی پیدا شد و ظاهر شد. اگر این قصد خالص در پیش شما کوچک بشود دست خدا هم برداشته می شود. کوشش کنید که این نهادی که شما در آن خدمت می کنید و خدمت ارزنده ای هست، بسیار کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد. (19)
2 ـ اعتراف به اشتباه
به خدا سوگند از گناه رهایی نیابد جز کسی که به آن اعتراف نماید.
و فرمود: به خدا سوگند ! خداوند از مردم جز دو خصلت نخواسته است: 1 ـ اعتراف به نعمت ها تا بر آن بیفزاید؛ 2 ـ اعتراف به گناهان تا آنها را بیامرزد. (21)
علی (ع) اولین گام در معنای استغفار را پشیمانی و گام دوم را عزم بر بازنگشتن به گناه و خطا می شمارد. (22) باید به این نکته توجه داشت که اعتراف به گناه در اسلام، غیر از آن چیزی است که در مسیحیت مطرح است؛ زیرا در آنجا افراد نزد بندگان خدا و کشیش اعتراف می کنند که این از نظر اسلام ناپسند است. اینجا اعتراف به گناه باید نزد خدا باشد و ارتباطی با بندگان خدا ندارد. اما از این دستور و فرهنگ اسلامی می توان یک نکته استفاده کرد که اعتراف باید متناسب با تعهدی باشد که شخص دارد. در اینجا اعتراف به معنای پذیرش اشتباه است، پذیرش عذر اعتراف کننده ی به اشتباه، نمودی از خلق و خوی الهی است. علی (ع) این گونه اعتراف ها را نشانه ی عقل می داند و می فرماید که
« غایه العقل الاعتراف بالجهل » (23) نهایت عقل اعتراف به اشتباه است.
در سخنی دیگر، اعتراف نیک را باعث نابودی روحیه ی انجام گناه و خلاف می شمرد. (24) در مسائل اجتماعی که افراد تصمیمی را در جهت منافع مردم اتخاذ کرده و بعد متوجه خطا و اشتباه خود شده اند اعتراف به اشتباه به منزله ی عذرخواهی از مردم است و نشانه ی این است که شخص از استبداد رای و دیکتاتوری به دور است. برای مردم احترام قائل است. این نکته ای است که امام خمینی به آن اشارت کرده اند.
یک مطلبی را که می گویید چنانچه خطایش را فهمیدید حاضرید به اینکه بگویید من خطا کردم، اشتباه کردم، یا همان خطا را می خواهید تا آخر به پیش ببرید. از مفاسدی که دیکتاتوی دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست، این است که یک مطلبی را که القا می کند بعدش نمی تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القا کرده است اگر خلاف مصلحت است... از قولش بر گردد، می گوید: گفتم و باید بشود این بزرگترین دیکتاتوری هاست... (25)
امام خمینی از زاویه ی دیگر به این موضوع می نگرند و مبنای اسلامی برای آن بیان می نماید که ما می خواهیم در جامعه، اسلام را پیاده کنیم، پس اگر اشتباه کنیم باید صریحاً بگوییم، به همین علت است که عدول از فتوا در میان فقها امری رایج است و در نتیجه قضات هم اگر اشتباه کردند باید به اشتباه خود اعتراف نمایند. دیگر مسوولان نیز در هر زمان که اشتباه کردند از خطای خود باید برگردند و آن را مطرح نمایند و این یک وظیفه است.
آنچه مهم است، این است که ما می خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم، پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم، باید صریحاً بگوییم اشتباه نموده ایم و عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد؛ وقتی فقیهی از فتوای خود بر می گردد؛ یعنی من در این مساله اشتباه نموده ام و به اشتباهم اقرار می کنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورای عالی قضایی هم باید این طور باشند که در مساله ای اشتباه کردند صریحاً اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. (26)
در ادامه می افزایند، من در آغاز می گفتم روحانیون در کارها دخالت نکنند، اما وقتی دیدم افراد ناصالح نمی توانند دستورات اسلام را پیاده کنند از اشتباهم برگشتم زیرا هدف پیاده کردن اسلام است.
امام خمینی در نامه ای که به روحانیون سراسر کشور در اسفند 67 نوشتند به برخی از اشتباه های اوائل انقلاب اعتراف کردند و فرمودند:
من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه ی کشور به گروهی که عقیده ی خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته اند اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی رود. (27)
3 ـ اعتماد به نفس
امام خمینی بر این باور است که مسوولان نظام اسلامی و جوانان جامعه باید به این اعتماد و خودباوری برسند و به دو گونه اعتماد تکیه کنند؛ اعتماد به خدا، اعتماد به نفس، سخن امام خمینی چنین است:
عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کراراً عرض کردم، یکی اعتماد به خدای تبارک و تعالی که وقتی که برای او بخواهید کار بکنید به شما کمک می کند، راه را برای شما باز می کند، در هر رشته که هستید راه های هدایت را به شما الهام می کند و یکی اتکال به نفس، اعتماد به خودتان، شما خودتان جوان هایی هستید که می توانید همه کارها را انجام بدهید. مخترعین ما می توانند در سطح بالا اختراع بکنند. مبتکرین ما می توانند در سطح بالا ابتکار کنند، به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند، و معتقد بشوند به اینکه « می توانیم » در رژیم سابق « نمی توانیم » را در بین همه ی قشرها شایع کردند، به همه گفتند: «ما نمی توانیم» و باید بیایند و به ما تعلیم بدهند، آنها هم که می آمدند تعلیم نمی دادند، شماها را وابسته می کردند. (28)
تاکید بر خودباوری و اعتماد به توان خودی و دور بودن از ضعف نفس، نکته ای است که در کلام امام به خوبی دیده می شود. ایشان افق این خودباوری و اعتماد را ارتقا می دهند و از توان مقاومت در برابر قدرت های استکباری و از مقابله با آنها سخن می گویند.
مساله ای که می خواهم اکیدا به شما تذکر دهم این است که این معنا که « نمی شود با قدرت های بزرگ طرف شد » را از گوش هایتان بیرون کنید. شما بخواهید، می توانید؛ زیرا پشتیبان شما خداست. این زمزمه هایی را که ابرقدرت ها به وسیله ایادی شان کرده اند که تا متکی به یکی از دو قدرت نشوید نمی توانید به زندگی ادامه دهید، صد در صد غلط است. (29)
در حدیث عقل و جهل عنوان « توده » آمده که با توجه به تعریفی که امام خمینی از آن ارائه داده اند، قابل تطبیق به اعتماد به نفس است که از آن به طمانینه نفس و ثبات قدم یاد می کند که انسان را در برابر حزب شیطان نگهداری می کند و بر لشکرهای جهل و شیطنت غلبه دهد. (30)
داماد امام درباره ی اعتماد به نفس و توکل ایشان می گوید: هر اتفاق خطرناکی که می افتد ( چه 15 خرداد باشد و چه کودتای نوژه و... ) قیافه امام از حالت عادی بر نمی گردد و هیچ تغییر نمی کند؛ زیرا ایشان تکیه دارند بر توکل الهی و این توکل در وجودشان عجین شده است. (31)
4 ـ انتقاد پذیری
انتقاد و انتقادپذیری از نکاتی است که در فرهنگ اسلامی به آن توجه شده است. انتقاد سازنده همیشه برخاسته از نارسایی و عیب است و نقص در وجود همه افراد و در عملکرد آنها وجود دارد. و انتقاد مقدمه اصلاح است، تا انتقاد نشود عیوب افراد شناخته نمی شود و اشخاص اصلاح نمی گردند. امام صادق (ع) می فرماید:
« احب ! اخوانی الی من اهدی الی عیوبی » (32)
بهترین دوستانم کسانی هستند که عیب های مرا به من هدیه می دهند.
نصح و خیرخواهی در فرهنگ سیاسی اسلام به معنای انتقاد سازنده و دلسوزانه است. در برابر نصح غش و ناخالصی قرار می گیرد. امام صادق (ع) می فرماید:
«یجب للمومن علی المومن ان یناصحه » (33)
وظیفه ی مومن بر مومن است که او را نصیحت و خیرخواهی نماید.
امام علی (ع) آن دسته از یاران خود را که با صراحت نظرات خود را به حضرت اعلام می کردند، به نصح و خیرخواهی ستوده است. مانند: قیس بن سعد (34) و مالک اشتر نخعی. (35) این مالک است که اعتراض و انتقاد مردم را در گزینش فرزندان عباس برای کارهای حکومتی به حضرت می گوید و امام پاسخ می دهد که اگر افراد بهتری سراغ داری معرفی نما. (36)
امام خمینی بارها بر ضرورت انتقاد تاکید می کند و انتقاد را مقدمه اصلاح می داند، زیرا « بی عیب ما نداریم » (37) و تا عیب ها گفته نشود اصلاح نمی شود.
روزنامه ها که افکار عمومی را منعکس می کنند و به انتقاد می پردازند نباید با کسی داشته باشند، بلکه باید کار آنها حالت ارشاد داشته باشد؛ زیرا انتقاد در کی جامعه لازم و باعث پیشرفت و اصلاح می شود «سر تا پای انسان عیب است و باید این عیب ها را گفت و انتقادات را کرد، برای اینکه اصلاح بشود جامعه » (38)
امام بر این باور است که انسان های خود ساخته از انتقاد ناراحت نمی شوند.
اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او انتقاد کند، اصلا بدش نمی آمد، از انتقاد بدش نمی آمد. (39)
شرائط انتقاد و انتقاد پذیری
الف ) منطقی باشد
مهم در همه افراد و خصوصا شما آقایان که در مجلس هستید و مجلس مبدا همه ی چیزهایی است که در کشور واقع می شود، مهم این است که در مقام بیان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تکذیب به آنجا نرسد که قوه ی عقلیه کنار، و با قوه ی غضبیه انسان وارد میدان بشود. اگر یک کسی هم فرض کنید از زبانش یک مطلبی بر خلاف شما صادر شد، شما بروید و مطلب را منطقی صحبت کنید، با داد و فریاد و ـ خدای نخواسته ـ حرف زشت زدن کار درست نمی شود. (40)
امام در هنگام تدریس خود، چنانچه شاگردانش در درس اشکال و انتقاد نمی کردند به آنها اعتراض می کرد که اینجا مجلس درس است، مجلس وعظ و خطابه نیست. (41) ایشان اندیشه های مرحوم نائینی را نقد می کرد و به طور مستدل و منطقی اشکال های آن را می گفت. امام نقدی کلی بر نوشته های مرحوم محدث نوری دارد. (42)
ب ) با آرامش باشد
قاضی چنانچه در حال غضب باشد، نباید حکم بدهد برای این که حکم در حال غضب حکمی است که از منشا عقلی و شرعی صادر نمی شود. شما مسائلی [ که ] دارید فرض کنید یک نفر می رود و مسائل خودش را می گوید، انتقاد هم دارد، انتقادات آزاد است به اندازه ای که نخواهند یک کسی را که خفیف کنند یا یک گروهی را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند. انتقاد بریا ساختن، برای اصلاح امور، لازم است، هر مجلسی باید این انتقادات را داشته باشد، لکن اگر [ در ] این انتقادات، آن که انتقاد می کند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، این که جواب می دهد هم اگر با نظر صحیح و بدون این که غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مساله را حل بکنید... مسائل ترا علاوه بر اینکه حل نمی کنند مشکل تر می کنند. (43)
ج ) همراه مصلحت و بدون تضعیف باشد.
شما باید توجه داشته باشید که هر قشری از این کشور تضعیف بشود، هر شخصی که در این کشور مسوول کاری است تضعیف بشود، هر ارگانی که در این کشور مشغول خدمت هست تضعیف بشود، این تضعیف، تضعیف همه هست و این انتحار است، بدون اینکه گوینده و نویسنده توجه داشته باشد. این روزنامه هایی که هر کدام به جان هم افتاده اند و یک راهی را دارند باز می کنند برای انتقاد از کشور، برای انتقاد از جمهوری اسلامی، برای انتقاد از گروه یا اشخاص، اینها شیاطینی هستند و قلم ها در دست شیاطین است، خودشان توجه ندارند. روزنامه ها و مطبوعات، باید در خدمت این ملت و در خدمت اسلام باشند، باید همه با هم برادری رفتار کنند. اگر انتقاد دارند، انتقاد برادرانه داشته باشند، مصلحت گویی باشد. (44)
د ) انتقاد نه انتقام جویی
اصولا انتقاد از نقد گرفته شده و نقد به معنای تشخیص سره از ناسره است. ناقد که جمع آن نُقّاد و صیغه ی مبالغه ی آن نَقّاد است به کسی گفته می شد که درهم های سالم را از درهم های معیوب و تغلبی تشخیص دهد. انتقاد نیز باید جهت بیان مطالب درست و تشخیص آن از نادرست باشد، نه برای انتقام جویی. انتقاد درست از سوی هر کس باشد باید پذیرفته شود. در روایات ما از حضرت مسیح (ع) نقل شده که فرمود:
« خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا انقاد الکلام » (46)
حق را از اهل باطل بگیرید و باطل را از اهل حق نگیرید و همیشه نقد کننده ی سخن باشید، سره آن را از ناسره تشخیص دهید.
و این شیوه ی انتقاد درست و بایسته است. امام خمینی در این باره می گوید:
به همه ی آقایان من می گویم با هم جنگ نکنید، روزنامه ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم. انتقاد، غیر انتقام جویی است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هر کس می تواند انتقاد صحیح بکند؛ اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقام جویی، این همان قلم شیطان است. اگر روی مصالح عامه یک کسی به کسی اشکال می کند و همچون است که اگر خودش را بردارند یک کسی دیگر را اینجا بنشانند و همین حرف ها را بزند خودش ناراحت نشود. (47)
5 ـ انضباط در مصرف بیت المال
این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ی ممکن در بیت المال تصرف نکنند، یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم، باید در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، در کارهایی که می کنیم، تصرف هایی که در بیت المال می کنیم،؛ باید بعد حساب بدهیم چرا ؟ زیاده روی شده باشد، مجازات دارد، عدالت شده باشد مجازت خیر دارد. بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید. (48)
ایشان به نمونه هایی از سیره ی حضرت علی (ع) در دقت در مصرف بیت المال اشاره می کنند که به اختصار به آن اشاره می شود.
الف ) حضرت طی بخشنامه ای که برای فرمانداران و استانداران خود ارسال کرد از آنها خواست که در نگارش نامه ها صرفه جویی نمایند. نامه حضرت چنین است:
نوک قلم های خود را تیز کنید و خطوط را نزدیک بنویسید و کلمات اضافی برای من ننویسید و به معانی توجه کنید و از زیاده روی بر حذر باشید؛ زیرا اموال مسلمانان تحمل ضرر را ندارد. (49)
امام خمینی مسوولان دولت را به پیروی از این سیره حضرت دعوت نموده و می گویند:
حکومت حضرت امیر (ع) و وضع حکومت او را ما در نظر بگیریم، و کسانی که در حکومت هستند و در دستگاه های دولتی هستند، سیره ی آن بزرگوار را در نظر بگیرند و ببینند که باید چه بکنند... نوشته اند که: «سر قلم را نازک بگیرید، سطرها را نزدیک هم بنویسید، از چیزهایی که فایده ندارد، احتراز کنید » این یک دستوری هست برای همه، یعنی دستوری هست برای کسانی که در بیت المال دست دارند. (50)
ب ) اشاره می کنند به خاموش کردن چراغ بیت المال، وقتی که شخصی برای کار خود به ایشان مراجعه کرد. امام خمینی به این نکته نیز توجه می دهند که هیچ کسی نمی تواند مانند حضرت امیر (ع) باشد، ولی در حد پایین تر ممکن است. لکن ما یک حاکمی نمی خواهیم که دزد نباشد. ما این قدر حالا راضی شده ایم که لااقل این قدر دزدی نکند، این قدر مال این ملت را چپاول نکند، این قدر ظلم به این ملت نکند. (51)
امام خمینی در مصرف بیت المال دقت فراوان داشت و مراقب بود که اطرافیان و افراد دیگر از امکاناتی که از بیت المال تامین می شد استفاده نکنند. ایشان اجازه نمی داد که از تلفن برای راه های دور استفاده کنند و به احمد آقا گفته بودند: تو حق نداری به تهران یا جای دیگر تلفن بکنی؛ ولی اگر در مسیر انقلاب بود اجازه می دادند. (52)
امام علی (ع) بخشش از بیت المال را ستم و خیانت می داند. «جود الاولاه بفی ء المسلمین جور و ختر » (53)
بخشش کارگزاران از بیت المال مسلمانان ستم و خیانت است.
6. تواضع
ای داود چنانچه نزدیک ترین مردم به خدا متواضعان هستند، همین طور دورترین مردم به او متکبرانند. (54)
بنابراین فروتنی باعث قرب نزد خدا می شود و مردم به انسان متواضع احترام می گذارند و دلهای آنها فتح می گردد. امام خمینی چنین توصیه می نماید:
تو با تواضع دل مردم را فتح کن؛ دل که پیش تو آمد، آثار خود را ظاهر می کند و اگر قلوب از تو برگشت، آثار آن بر خلاف مطلوب تواست. (55)
تواضع برای تمام افراد شایسته است و برای کارگزاران و مسوولان حکومت لازم تر می باشد، زیرا اگر تواضع را از دست بدهند گرفتار شیطان نفس و کبر می شوند و به مرور غرور و قدرت، افراد را به انحراف می کشاند. امام خمینی این خطر را به مسوولان هشدار می دهد.
وقتی قدرت دست تان آمد بیشتر مواظب باشید که متواضع بشوید. وقتی رئیس یک گروهی شدید بیشتر مواظب باشید که متواضع باشید، برای این که اگر سستی کنید، در این قدرت روحی، از شیطان زمین می خورید. (56)
با این که رسول خدا (ص) دارای ریاست و سلطنت ظاهری بود، در زندگی تواضع می کرد و با فقرا و مساکین مجالست می کرد و با آنها غذا می خورد، همین طور علی (ع) با این که قدرت و ریاست داشتند.
با این وصف تواضعشان بیشتر از همه کس بود. پس بدان که تواضع ولیده ی علم و معرفت است و کبر و سرکشی زاییده ی جهل و نادانی است. (57)
تواضعی که از یک مسوول انتظار می رود فروتنی در برابر مردم و مراجعه کنندگان است. به ویژه انسان های محروم، زیرا ممکن است افراد در برابر اشخاص ذی نفوذ و دارای موقعیت، تواضع از خود نشان دهند.
چنین تواضعی برخاسته از خوی درونی نیست. آن تواضعی ارزش دارد که نشانه ی خوی پسندیده ی درونی بوده و در برابر محرومان و فقرا باشد. امام خمینی در سخنانی با اشاره به نقش محرومان و همت روستائیان و جنوب شهری ها در انقلاب می گوید:
همه ی این ها از برکات این هایی هستند که شما به امداد آنها برخاسته اید و آنها لایق این هستند که ما با تواضع به خدمت آنها برویم و برای آنها خدمت کنیم. (58)
علی (ع) از فروتنی توانگران در برابر فقرا و محرومان تجلیل می نماید، آن گاه که برای رضای خدا باشد. (59)
امیرالمومنین (ع) در نامه ی خود به مالک اشتر بر تواضع حاکمان و مسوولان در برابر مردم ضعیف و محروم تاکید می کند و تواضع را باعث رفعت و بلند مرتبگی نزد خدا می شمارد:
« و تواضع لله یرفعک الله و اخفض حسناحک للضعفاء و اربهم الی ذلک منک حاجه » (60)
و برای خدا تواضع کن تا خدا تو را رفیع و بلند گرداند و در برابر ناتوانان فروتن باش و به آنها بنما که در این کار به انها نیازمندی.
امام خمینی در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل فصلی را به شرح صدر و ضیق آن، ویژه ساخته و شرح صدر را باعث تواضع و ضیق آن را باعث تکبر دانسته اند.
خداخواهی سعه صدر آورد، و سعه ی صدر تواضع و عزت نفس آورد. (61)
بنابراین سعه ی صدر که در مدیریت، کاری پسندیده است، از نظر امام خمینی جزو تواضع می باشد، ایشان مردم و رزمندگان را به آن توصیه می کنند. (62)
در اهمیت سعه ی صدر و نقش آن در مدیریت، امام علی (ع) می فرمایند:
« آله الریاسه الصدر » (63)
گشادگی سینه (سعه صدر)، وسیله ی ریاست است.
7 ـ خدمتگزاری
وقتی تمام استان ها، اشخاصی که در استانداری هستند، تمام این استاندارها بنا را بر این بگذارند که کارهای خودشان را خوب انجام بدهند، در خدمت مردم باشند، حالی کنند به مردم که حکومت اسلامی، حکومت خدمت است، پیغمبر اکرم خدمتگزار مردم بود با اینکه مقامش آن بود؛ ولی خدمتگزار بود، خدمت می کرد. (64)
از نظر ایشان « خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست » (65) و این خدمت از حقوق مردم و عبادت می باشد. امام صادق (ع) در نامه ای که به کارگزار اهواز می نویسد، از او می خواهد که مشکل برادر مسلمانش را بر طرف کند:
« و من ماخذم اخاه اخدمه الله من الولدان المخلدین و اسکنه مع اولیائه الطاهرین » (66)
هر کس به برادرش خدمت کند، خداوند برای خدمت به وی، غلامان بهشتی قرار می دهد، با اولیاء پاکش او را ساکن می سازد.
رسول خدا (ص) می فرماید:
« ایما مسلم حدم قوما من المسلمین الا اعطاه الله مثل اعددهم خدا ما فی الجنه » (67)
هر مسلمانی که گروهی از مسلمانان را خدمت نماید، خداوند به تعداد آنها در بهشت به وی خدامی عنایت می کند.
خدمت به مردم باید به عنوان یک وظیفه باشد بدون منت و بزرگ تصور کردن خود. (68) و در خدمتگزاری باید به مستضعفان و محرومان توجه بیشتر بشود و در هنگام خدمت نباید آنها را تحقیر کرد. خدمتگزاری در جمهوری اسلامی مجاهده در راه خداست (69) و اثر چنین خدمتی آرامش روح و روان و باعث آبرومندی نزد خدا می شود.
من از همه شان تقاضا دارم که از این چیزی که بر خلاف رضای خداست و بر خلاف رضای اولیای اسلام است و بر خلاف رضای ملت است اجتناب کنید. این دنیا چند روزش آمده پیش شما، این را خدمت کنید تا آبرومند باشید پیش خدا، این را با دعوا نگذرانید، با صلح بروید سراغ مردم... (70)
پینوشتها:
- صحیفه امام، ج 17، ص 443
- مواقف الشیعه، ج 3، ص 123 « ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین » المتسدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 32
- صحیفه امام، ج 16، ص 197
- انسان، (76 ): 8
- صحیفه امام، ج 16، ص 197
- شرح چهل حدیث، ص 328
- صحیفه امام، ج 10، ص 245
- همان، ج 8، ص 346
- همان، ج 20، ص 310
- همان، ج 18، ص 233
- همان، ج 20، ص 77
- همان
- همان، ج 19، ص 226
- بحارالانوار، ج 67، ص 248، ح 21 « اذا کان [ المومن ] مخلصا لله اخاف الله منه کل شیء حتی هوام الارض و سباعها و طیر السماء »
- شرح غررالحکم، ج 1، ص 343
- همان، ص 219 « الایمان اخلاص العمل »
- همان، ج 2، ص 466، « افضل العباده اخلاص العمل »
- صحیفه امام، ج 16، ص 196
- همان، ج 12، ص 448
- الکافی، ج 2، ص 426، ح 1
- همان، ح 2
- نهج البلاغه، ترجمه فیض السلام، حکمت 409، ص 1281
- عیون الحکم و المواعظ، ص 348
- الارشاد، ج 1، ص 299، « حسن الاعتراف یهدم الاقتراف »
- صحیفه امام، ج 14، ص 92
- همان، ج 18، ص 241
- همان، ج 21، ص 285
- همان، ج 18، ص 189 ـ 190
- همان، ج 15، ص 340
- شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 360
- سرگذشت های ویژه از زندگانی امام خمینی، ج 3، ص 31
- الکافی، ج 2، ص 639، ح 5؛ تحف العقول، ص 366
- سفینه البحار، ج4، ص 508
- سیمای کارگزاران، ج2، ص 47، «و هو ممن ارضی هدیه و ارجوا صلاحه و نصحه؛ و او از جمله ی افرادی است که روشش مورد رضایت من و امید به صلاح و خیرخواهی وی دارم»
- همان، ص 107؛ درباره ی مالک گوید: «و قد اثرتکم به علی نفسی لنصیحته لکم؛ و من شما را در انتخاب وی بر خود مقدم داشتم به جهت خیرخواهی او نسبت به شما»
- همان، ج 1، ص 86
- صحیفه امام، ج 17، ص 246
- همان، ج 14، ص 401
- همان، ج 13، ص 198
- همان، ج 14، ص 368
- سرگذشت های ویژه از زندگانی حضرت امام خمینی، ج2، ص 25
- انوار الهدایه، ج1، ص 244
- صحیفه امام، ج 14، ص 365 ـ 366
- همان، ص 51
- همان، ج 19، ص 303
- بحارالانوار، ج 2، ص 96، ح 39
- صحیفه امام، ج13، ص 205
- همان، ج19، ص 374
- سیمای کارگزاران، ج1، ص 79 «ادقوا اقلامکم و قاربوا بین سطورکم واحذفوا عنی فضولکم و اقصدوا قصد المعانی و ایکم و الاکصار فان اموال المسلمین لا تحمتل الاضرار»
- صحیفه امام، ج 19، ص 373 ـ 374
- همان، ج 4، ص 164 ـ 165
- سرگذشت های ویژه از زندگانی امام خمینی، ج 4، ص 133
- شرح غرر الحکم، ج 3، ص 357
- الکافی، ج 2، ص 123، ح 11 « یا داود کما ان اقرب الناس من الله المتواضعون کذلک ابعد الناس من الله المتکبرون »
- شرح چهل حدیث، ص 86
- صحیفه امام، ج 18، ص 209
- شرح چهل حدیث، ص 96
- صحیفه امام، ج 17، ص 425
- نهج البلاغه، حکمت 406، ص 547 « ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلبا لما عند الله... »
- مدیریت و سیاست، ص 111
- شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 337
- صحیفه امام، ج 20، ص 200
- نهج البلاغه، حکمت 176، ص 501
- صحیفه امام، ج 13، ص 384
- همان، ج 5، ص 502
- قاموس الاخلاق و الحقوق، ص 125
- همان، الکافی، ج 2، ص 207
- صحیفه امام، ج 10، ص 155
- همان، ج 13، ص 516
- همان، ص 204
منبع: ذاکری، علی اکبر؛ (1387) امام خمینی (ره) و مفاهیم اخلاقی (اخلاق مسئوولان نظام اسلامی)، تهران، چاپ و نشر عروج، چاپ سوم.
/ج
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
